به گزارش پایگاه خبری سیمای شهرآنلاین؛بحرانهای صنعتی، بهویژه آن دسته که زیرساختهای فیزیکی را هدف قرار میدهند، در مدیریت سنتی با یک پاسخ آشنا روبهرو میشوند: توقف کامل خطوط، تخلیه بخشهای آسیبدیده و آغاز فرایند طولانی بازسازی. این الگو اگرچه از نگاه مهندسی ایمن به نظر میرسد، اما تبعات اقتصادی آن برای یک بنگاه مادر همچون فولاد مبارکه مطلوب نیست. قطع جریان نقدینگی، از دست رفتن سهم بازارهای داخلی و صادراتی و ایجاد گسست در زنجیره تأمین صنایع پاییندستی، هزینههایی است که ممکن است سالها اقتصاد ملی را تحتالشعاع قرار دهند.
اما فولاد مبارکه راه دیگری را برگزید. به تعبیر وزیر صمت: «اتفاقی که در فولاد مبارکه رخ داده، صرفاً یک بازسازی معمولی نیست؛ بلکه اجرای همزمان عملیات احیا، بازسازی و حفظ تولید در چنین ابعادی، تجربهای کمسابقه در صنعت فولاد کشور به شمار میرود.» این مدل، بر پایه یک اصل ساده اما پرریسک بنا شده است: هر خطی که آسیب ندیده، باید بیوقفه به تولید ادامه دهد و همزمان، تیمهای تخصصی با شتاب و دقت، بخشهای تخریبشده را بازسازی کنند. مزیت راهبردی این رویکرد در آن است که از شوک ناگهانی به بازار فولاد کشور جلوگیری میکند؛ زیرا توقف کامل عرضه این غول میتواند بهسرعت به کمبود مواد اولیه در صنایع خودروسازی، ساختمان، لوازمخانگی و حوزههای صادراتی منجر شود. فولاد مبارکه ثابت کرد که حتی در میانه بحران نیز میتوان چرخ اقتصاد را در حرکت نگاه داشت.
استمرار تولید در صنایع مادر؛ پاسداری از نبض اقتصاد ملی
فولاد مبارکه یکی از ستونهای اصلی تولید ناخالص داخلی کشور است. اتابک در جلسه یادشده تصریح کرد: «فروش ارزی و ریالی فولاد مبارکه و شرکتهای وابسته آن، سهم قابلتوجهی در اقتصاد کشور دارد و به همین دلیل، بازسازی این مجموعه باید بر پایه یک ساختار تخصصی، متمرکز و علمی پیش برود.» این سخن، بهروشنی استمرار تولید را از یک انتخاب فنی به یک ضرورت ملی ارتقا میدهد. در غیاب تولید فولاد مبارکه، نهتنها بازار داخلی با التهاب قیمت و کمبود مواجه میشود، بلکه تعهدات صادراتی کشور در بازارهای اوراسیا و جهان اسلام نیز با خطر جدی روبهرو میگردد.
اهمیت تداوم تولید را باید در دو سطح دید: سطح کلان که همان پاسداری از ثبات بازار فولاد و حفظ درآمدهای ارزی است، و سطح خُرد که به معنای جلوگیری از تعطیلی آبشاری صنایع پاییندستی است. وزیر صمت با اشاره به این واقعیت، مدیریت و کنترل بازار را یکی از مهمترین مأموریتهای دوره بازسازی دانست و بر ضرورت حفظ آرامش بازار و تداوم تأمین نیاز صنایع پاییندستی تأکید کرد. در واقع، فولاد مبارکه با استمرار تولید در حین بازسازی، نقش یک «ضامن ثبات» را در زنجیره ارزش فولاد ایفا میکند و از تسری بحران به سایر بخشهای اقتصاد جلوگیری مینماید.
برنامهریزی فازبندیشده؛ فرماندهی واحد بهجای پراکندگی
یکی از اصول بنیادین مدل «احیای همزمان با تولید»، وجود یک ساختار مدیریتی متمرکز و برنامهریزی زمانبندیشده دقیق است. وزیر صمت با هشدار نسبت به خطر پراکندگی در تصمیمگیری، خطاب به تیم احیا اعلام کرد: از هرگونه پراکندگی در تصمیمگیری و فعالیت کمیتهها جلوگیری خواهیم کرد. مسیر احیا باید با فرماندهی واحد و ساختاری منسجم دنبال شود. کمک دستگاهها و بخشهای مختلف باید در چارچوب مشخص و هماهنگ صورت گیرد تا از ایجاد آشفتگی جلوگیری شود.
برای عملیاتی شدن این رویکرد، وزیر صمت خواستار تدوین برنامه زمانبندی فازبندیشده و هفتگی برای بازگشت خطوط تولید شد. چنین برنامهای نهتنها امکان نظارت مؤثر را فراهم میکند، بلکه به بازار نیز سیگنال مثبتی از بازگشت تدریجی و هدفمند ظرفیتها میدهد. همچنین، اتابک با تأکید بر هزینههای متعارف بهعنوان یک اصل، خاطرنشان کرد: «باید از هرگونه دوبارهکاری جلوگیری شود و فرایند بازسازی با هزینهای متعارف، ساختاری هدفمند و برنامهریزی دقیق انجام گیرد.» این نکته حاکی از درک محدودیت منابع در شرایط اقتصاد جنگ و ضرورت صرفهجویی در هزینههای بازسازی بدون افت کیفیت است.
دانش فنی و تجربه بیرونی؛ شتابدهنده احیا
یکی از درسهای مهم بحران اخیر، محدود نبودن راهحلها به دانش درونسازمانی است. فولاد مبارکه از غنیترین مجموعههای صنعتی کشور از نظر نیروی انسانی متخصص است؛ با اینحال اتابک توصیهای راهبردی ارائه کرد: «در کنار ظرفیتهای فنی موجود در فولاد مبارکه، باید از دانش فنی و تجربیات خارج از مجموعه نیز برای تسریع در فرایند احیا استفاده شود.» این سخن، بنمایه «نوآوری باز» در دل بحران را تداعی میکند. در شرایطی که زمان، کمیابترین منبع است، اتصال به شبکهای گسترده از مشاوران فنی، پیمانکاران متخصص و حتی تجربیات بینالمللی میتواند گلوگاههای بازسازی را بهسرعت شناسایی و رفع کند.
بهرهگیری از دانش خارج از مجموعه، در کنار تأکید بر «تمرکز مدیریتی»، ترکیب هوشمندانه انسجام و انعطافپذیری است؛ انسجام در فرماندهی و انعطافپذیری در جذب بهترین راهحلها. این رویکرد، الگو را از یک اقدام تدافعی به یک برنامه تهاجمی برای تسریع بازگشت به ظرفیت کامل تبدیل میکند.
نقش وزارت صمت و اهمیت نظارت ملی
بحرانی به این گستردگی، نمیتواند بدون نقشآفرینی فعال نهادهای حاکمیتی به سرانجام برسد. وزیر صمت با تعیین خطوط راهبردی برای احیای فولاد مبارکه، عملاً وزارتخانه را ناظر و هادی این مسیر معرفی کرد. نکته مهم، رویکرد این نظارت است: نه تصدیگری که تسهیلگری، هماهنگی و جلوگیری از آشفتگی. اتابک همچنین با اشاره به ابعاد مالی و سهامداری تصریح کرد: «برخی موضوعات مرتبط با بورس و بازار سرمایه شرکت نیز باید در مراحل بعدی، بهصورت دقیق بررسی و مدیریت شود.» این امر ابعاد چندگانه بحران را نشان میدهد که در آن، مسائل فنی و مهندسی تنها یک ضلع از مثلث بازسازی هستند و صیانت از حقوق سهامداران و ثبات بازار سرمایه نیز باید در دستور کار باشد.
وزیر صمت همچنین حضور معاون اول رئیسجمهور در فولاد مبارکه را یادآور شد و آن را «نشاندهنده جایگاه ملی و راهبردی فولاد مبارکه در صنعت کشور» دانست. این پشتیبانی عالی، پشتوانهای سیاسی و اجرایی برای سرعتبخشی به بازسازی و تأمین منابع موردنیاز آن است.
تولد یک دکترین صنعتی
مدل «احیای همزمان با تولید» که در فولاد مبارکه به اجرا درآمده، فراتر از یک پاسخ مقطعی به بحران، در حال تبدیلشدن به یک دکترین صنعتی برای آینده ایران است. این دکترین بر سه پایه استوار است: استمرار تولید بهعنوان اصل خدشهناپذیر، مدیریت متمرکز و فازبندیشده و بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای دانشی داخل و خارج. آنچه وزیر صمت «تجربهای کمسابقه» خواند، در حقیقت آینهای از بلوغ مدیریتی است که میگوید حتی در دل مخربترین بحرانها نیز میتوان اقتصاد را سرپا نگه داشت و همزمان بهسوی آینده راه پیمود. فولاد مبارکه با این اقدام، الگویی برای تابآوری ملی میسازد که میتواند در سایر صنایع مادر کشور تکثیر شود.

























Monday, 8 June , 2026