برنامه ای دل بخواهی که از ساعات اعلام شده نیز تبعیت نمی کند و بدلیل آنکه خارج از ساعات و برنامه ریزی مردم اِعمال میشود، زندگی مردم با بهم ریخته و مشکلات مقطعی مختلفی را به بار می آورد.
گیرافتادن در آسانسورها شاید شایعترین مشکل باشد و مسأله بالارفتن از ده طبقه یا بیشتر در مجتمع های مسکونی مرتفع برای افراد کهنسال و حتی افراد سالم بخشی اندک از رهاورد ناکارآمدی و بی عرضگی مسئولانی است که سالها دست بر روی دست گذارده و از ایجاد و توسعه زیرساختهای بخش انرژی برق خودداری کرده که شاید دانسته یا نادانسته زمینه افزایش نارضایتی همه مردم را فراهم کنند.
سوق دادن مردم به این مسیر که تحقق و اجرای همه چیز را منتهی به جیب مردم کردن، سیاستی است که بصورت لاکپشتی در کشور در سایه یک تفکر مشکوک پیاده شده است.
مردم باید خودشان هزینه های زنده بودن و زندگی کردن را بپردازند .
مثل اینکه برای رفتن به مهد کودک شهریه پرداخت کنند.
برای رفتن به مدرسه پول بدهند.
برای درمان هزینه پرداخت کنند.
برای ادامه تحصیل در دانشگاه دست در جیب مبارک کنند.
برای ساخت مدرسه، مسکن برای نیازمندان، کمک به معیشت افراد مستمند و معلول و تحت پوشش نهادهای حمایتی و … به اسم خیّران بازهم مردم مشارکت کرده و پول پرداخت کنند.
حال دوسه سالی است خرید موتور برق خانگی یا صنعتی هم به آن افزوده شده و هرکسی برق می خواهد باید در ساعات خاموشی و قطعی برق از چندصد میلیون تومان تا چند ده میلیارد تومان هزینه پرداخت کند و موتور و ژنراتور برق خریداری کند تا چرخ زندگی و کسب و کارش بچرخد. در غیر اینصورت باید روزی دو ساعت و گاهاًبیشتر یا خارج از برنامه اعلامی بدون برق بماند که مبادا مسئولان در سنوات قبل تا امروز به خود زحمت بدهند و از پول بیت المال که مال مردم است، بابت ایجاد زیرساختهای و نیروگاه های برق هزینه ای انجام دهند.
آیا اکنون وقت پاسخ به این سوال نیست که اگر قرار است مردم همه هزینه های خود را از بدو تولد تا مرگ ( خرید قبر هم که سالهاست پولی شده است ) خودشان پرداخت کنند، اولا پس نقش و جایگاه مسئولان با آن همه بودجه های تخصیصی و حقوق های نجومی چیست؟ و دوماً پس درآمدهای هنگفت ناشی از نعمتهای الهی در این کشور شامل نفت و معادن و منابع طبیعی و ذخایر غنی و زمین و آب و … کجا هزینه می شود که دولتها بخش زیادی از وظیفه مدرسه ساختن را برعهده مجتمع خیّرین مدرسه یار گذاشته اند؟
برای کمبود بیمارستان و درمانگاهها، بخش خصوصی باید وارد شوند که سالهاست بخش قابل توجهی از خدمات این حوزه مهم و حاکمیتی خصوصی سازی شده و مردم باید بابت آن هزینه پرداخت کنند.
برای تحصیل فرزندان در مدرسه غیرانتفاعی و غیر دولتی و … تا دانشگاههای آزاد و پیام نور و علمی کاربردی و موسسات غیرانتفاعی آموزش عالی و … شهریه های سنگین پرداخت کنند.
در تامین معاش و حداقل های زندگی افراد نیازمند، بنام موسسات خیریه یا صندوق جمع آوری پول کمیته امداد و بهزیستی و … باید مردم کمک کنند در حالیکه توجه به افراد نیازمند و مستضعف جز وظایف ذاتی حکومتها است.
بخاطر بی تدبیری و ناتوانی در ایجاد زیرساختهای حوزه انرژی یک روز کمبود گاز داریم و یک روز برق و یک روز بنزین. تا آنجا که بی کیفیت ترین بنزین را راهی بازار و خودروهای مردم می کنند ( البته بنزینِ محدودِ باکیفیت و یورو ۴ و سبز رنگ را فقط روانه برخی جایگاههای سوخت در تهران می کنند ) تا خسارتهای چندصدمیلیون تومانی به موتور خودروها وارد شود و مردم را گرفتار چنین مشکلاتی نمایند.
چه بسا بزودی با فرارسیدن فصل سرما، خرید سیلندرهای گاز مایع قدیمی مانند بوتان و ایران گاز هم مورد تاکید و توصیه مسئولان قرار گیرد ( همانند توصیه خرید موتور برق ها ) تا مردم در فصل زمستان بدون گاز و تامین گرما نمانند!!!
با همه این مسائل آیا در ارزیابی عمومی مردم و کارنامه ها، مسئولان قبول می شوند یا مردود؟
و چرا هیچ فرد دغدغه مند و دلسوزی بدنبال راه چاره نیست، پیش از آنکه عواقب تلمبارشده این سیاستها و برنامه های اجرا شده، یک جایی سر باز زند و برای مدیریت کردن آن هزینه های سنگینی پرداخت شود؟
آقایانِ مسئول در کل حاکمیت: تامین نیازهای اولیه و بدیهی مردم جز وظایف ذاتی حکومتها و مسئولانی است که مسئولیتی را فارغ از انتصابی یا انتخابی بودن می پذیرند. ایران هم کشور فقیری از نظر منابع و ذخایر غنی خدادادی نیست که فقط متکی به درآمدهای مالیاتی باشد، پس لطفاً شفاف پاسخ دهید دلیل این همه مشکل و ناترازی در بخش های مختلف چیست یا کیست؟
وقتی کشورهای زیادی در دنیا هستند که مانند یا حتی ده درصد منابع و ذخایر ما را در ایران ندارند ولی آموزش و پرورش آنها، بخش بهداشت، درمان و سلامت آنها، بخش تامین انرژی آنها و حتی آینده و آتیه خانواده ها در دوره بازنشستگی آنها تامین و هزینه ها از سوی دولتها پرداخت می شود و تنها محل تامین هزینه همه خدمات آنها در این کشورها فقط دریافت مالیاتها است، ولی ما در ایران این همه منابع و ذخایر غنی داریم و حجم قابل توجهی از درآمدهای دیگر دولت هم از محل وصول مالیاتها تامین می شود، چرا این همه نارسایی و کمبود و مشکل در زندگی مردم مشاهده می شود و با سپری شدن سالهای بسیار، هیچ راه حلی برای توقف این روند و بهبود شرایط مشاهده نمی شود؟
بازی با روان و اعصاب مردم در داستان قطع برق شاید یک نمونه کوچک از نتایج زیانبار، تصمیمات و شیوه مدیریت مسئولانی است که در هر حال باید پاسخگوی عملکرد ضعیف و ناتوان خود باشند تا مردم بدانند واقعا اراده ای برای برخورد با آنچه و آنکه کشور را به این سمت و سو کشانده، وجود دارد.
- نویسنده : بابک ایران پور / مدیر مسئول
























Thursday, 22 October , 2026