زنان به عنوان بخشی قابل اعتماد و توانمند از بدنه جامعه با مهارت های خاص و منحصر به فرد همواره در تحولات اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و ... مورد توجه بوده و هستند.

هر چند بنا به دلایلی نظیر موانع فرهنگی، تفاوت ساختاری جسمی و برخی تفکرات مسموم افراد مریض که در همه جوامع کم و بیش دیده می شوند، بسیاری از فعالیت های بانوان حتی در جوامع پیشرفته تحت الشعاع این تفکر قرار گرفته است، ولی به هیچ عنوان توانمندی و ظرفیت های بانوان در عرصه های مختلف را نمی توان نادیده انگاشت.

یکی از اموراتی که زنان در سال های اخیر به صورت جدی بدان پرداخته اند، مقوله ورزش است.

در بین امورات مختلف ورزش مقوله ای چند وجهی با کارکردهای مختلف است که بانوان با وجود مشغله های خانگی، خانوادگی و کاری، برخی از این کارکردها را بیش از حد توان معنا بخشیدند و کسب عناوین مختلف در عرصه های ورزشی توسط بانوان موید این واقعیت است.

از سویی ورزش بانوان نقش کلیدی در توسعه اجتماعی دارد؛ با افزایش مشارکت زنان در ورزش، شاخص‌های سلامتی و رفاه عمومی بهبود یافته، اعتماد به نفس و استقلال فردی آن‌ها افزایش می‌یابد و به توانمندسازی زنان برای نقش‌آفرینی فعال‌تر و موثر تر در جامعه کمک می‌کند.

همچنین ورزش می‌تواند به عنوان ابزاری برای کاهش نابرابری‌های جنسیتی عمل کند؛ زیرا فراهم‌کردن فرصت‌های برابر ورزشی برای زنان، پیام روشنی درباره ارزشمندی نقش آنان در جامعه ارسال می‌کند.

ناگفته نماند که زن سالم و ورزشکار علاوه بر داشتن روحیه شاد در خانه و خانواده در امورات محوله اجتماعی در محیط کار نیز موفق تر و آرمانی تر عمل می کند.

شادابی و حذف یا کمرنگ کردن افسردگی و فرسودگی شغلی و احساس ارزشمندی به دنبال آن، این باور و ایمان را در فرد شعله ور می سازد که توانمندی ها و ظرفیت های بالقوه اش در حال شکوفایی هستند و انتقال این حس خوب به سایر افراد خانه و جامعه نیز در توسعه پایدار جامعه و رسیدن به اهداف والای انسانی و اخلاقی تسهیل می شود.

ورزش به زنان می‌آموزد که چگونه بر موانع غلبه کنند، اعتماد به نفسشان را افزایش می‌دهد و آن‌ها را برای پذیرش مسئولیت‌های بیشتر در جامعه آماده می‌سازد.

به عبارت دیگر حضور فعال زنان در عرصه ورزش نه‌تنها به ارتقای سلامت فردی و جمعی کمک می‌کند، بلکه پیامدهای گسترده‌ای در حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. از منظر اقتصادی، گسترش ورزش بانوان می‌تواند به ایجاد فرصت‌های شغلی جدید در حوزه‌هایی مانند مربیگری، مدیریت ورزشی، تولید تجهیزات ورزشی و گردشگری ورزشی منجر شود. همچنین افزایش مشارکت زنان در ورزش، بازار مصرف محصولات ورزشی را گسترش می‌دهد و زمینه‌ساز رشد صنایع مرتبط می‌شود. از سوی دیگر، ورزش بانوان نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی دارد؛ زیرا مشارکت ورزشی باعث افزایش اعتمادبه‌نفس، ارتقای مهارت‌های ارتباطی و تقویت روحیه کار تیمی در میان زنان می‌شود. این عوامل در نهایت به افزایش مشارکت اجتماعی و حضور مؤثرتر زنان در عرصه‌های مختلف منجر خواهد شد. در سطح کلان، توسعه ورزش بانوان می‌تواند به بهبود تصویر بین‌المللی کشورها، افزایش موفقیت‌های ورزشی و تقویت دیپلماسی ورزشی و حتی سیاسی و فرهنگی کمک کند. از منظر سلامت عمومی نیز، افزایش فعالیت بدنی در میان زنان موجب کاهش هزینه‌های درمانی و ارتقای کیفیت زندگی می‌شود.

در مجموع باید اذعان داشت ورزش بانوان تنها یک فعالیت تفریحی یا رقابتی، سرگرمی، دورهمی صرف یا فعالیت بدنی نیست، بلکه اهرمی قدرتمند برای پیشبرد اهدافی نظیر ارتقاء سلامت، تقویت اقتصاد و در نهایت توسعه پایدار اجتماعی و فرهنگی در خانه و خانواده و جامعه محسوب می‌شود.

  • نویسنده : لیلا جعفری- مربی و کارشناس ورزش