در چند سال اخیر، کمبود کاغذ روزنامه در بازار ایران به یکی از موضوعات مهم و حساس برای رسانه‌های مکتوب تبدیل شده است. این وضعیت به گونه‌ای پیش رفته که بسیاری از روزنامه‌ها و ناشران با مشکل جدی تأمین کاغذ مواجه هستند...

در چند سال اخیر، کمبود کاغذ روزنامه در بازار ایران به یکی از موضوعات مهم و حساس برای رسانه‌های مکتوب تبدیل شده است. این وضعیت به گونه‌ای پیش رفته که بسیاری از روزنامه‌ها و ناشران با مشکل جدی تأمین کاغذ مواجه هستند و تهدید تعطیلی بر سر این رسانه‌ها سایه افکنده است. با افزایش قیمت کاغذ و مشکلات ترخیص آن از گمرک بنادر جنوبی و شمالی کشور، نگرانی‌ها پیرامون وضعیت رسانه‌های سنتی افزایش یافته است.

رهاشدن بازار کاغذ و مسئولیت ناپذیری دولت در تأمین نیاز کشور

یکی از دلایل اصلی بحران کمبود کاغذ، رهاشدن بازار کاغذ و فقدان نظارت مؤثر از سوی دولت است. عدم نظارت بر بازار کاغذ و عدم جلوگیری از احتکار کاغذ روزنامه باعث شده تا بازار با مشکلات متعددی رو به رو شود. دولت که مسئول اصلی تأمین نیازهای کشور در حوزه‌های مختلف است، باید با اتخاذ سیاست‌های مناسب، به کنترل بهتر این بازار پرداخته و نیازهای رسانه‌های مکتوب را تأمین کند. اما تاکنون اقدامات موثری در این زمینه صورت نگرفته است و مسئولیت ناپذیری دولت به وضوح احساس می‌شود.

لزوم ورود دولت برای تسریع در ترخیص رول های کاغذ وارداتی

یکی از گلوگاه‌های مهم در زنجیره تأمین کاغذ، قرنطینه‌ای است که بر روی رول‌های وارداتی در گمرک بنادر کشور اعمال می‌شود. لزوم ورود دولت برای تسریع در ترخیص این رول‌ها اجتناب ناپذیر است. با عدم تسریع در اقدامات لازم برای ترخیص کاغذهای وارداتی، گرانی بی حساب کاغذ به شدت افزایش یافته و دسترسی به آن محدود شده است. این مسئله به نایاب شدن کاغذ مورد نیاز رسانه‌های مکتوب، به ویژه روزنامه‌ها در کشور منجر شده و فشار بسیاری به ناشران و مدیران رسانه‌ها وارد کرده است.

هشدار تعطیلی رسانه‌های مکتوب و رونق بیکاری

در صورتی که کمبود کاغذ همچنان ادامه یابد، تعطیلی رسانه‌های مکتوب و خاموشی بخش مهمی از رکن چهارم دموکراسی در ایران اجتناب ناپذیر خواهد بود. رسانه‌های مکتوب یکی از ابزارهای مهم اطلاع‌رسانی و نقد قدرت هستند و تعطیلی آنها می‌تواند به معنای کاهش شفافیت و افزایش فساد باشد.

همچنین، با تعطیلی این رسانه‌ها، موج بیکاری در میان روزنامه نگاران و دیگر شاغلان این حوزه به‌وجود خواهد آمد که خود زنگ خطری جدی برای اقتصاد رسانه‌ای کشور است.

در این میان، توزیع ناعادلانه کاغذ نیز به بحران موجود دامن زده است. توزیع ۲۵۰۰ تن کاغذ در اختیار وزارت ارشاد به چند روزنامه خاص و نور چشمی و محروم کردن روزنامه‌های استانی، از جمله اصفهان از سهمیه کاغذ، نشان دهنده ناکارآمدی و نیاز به نظارت بیشتر بر فرآیند توزیع است. لزوم ورود دستگاههای نظارتی در نحوه توزیع کاغذهای دولتی به‌منظور جلوگیری از رانت خواری رسانه‌های نورچشمی و ایجاد عدالت در این زمینه، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

در نهایت، بحران کمبود کاغذ در بازار ایران نه تنها تهدیدی برای رسانه‌های مکتوب بلکه تهدیدی برای دموکراسی و شفافیت در کشور است. رفع این بحران نیازمند همکاری و تعامل جدی میان دولت، رسانه‌ها و مؤسسات نظارتی است تا بتوان با اتخاذ تدابیر مناسب، این بحران را پشت سر گذاشت و مسیر را برای آینده‌ای روشن‌تر و پایدارتر در حوزه رسانه‌های کشور فراهم کرد.

  • نویسنده : بابک ایران پور