بر اساس این دادهها، یک کارمند با حقوق ماهانه ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان، در شرایطی که هیچ هزینهای برای زندگی نداشته باشد، باید حدود ۶ تا ۱۰ سال برای خرید یک خودروی معمولی و بین ۳۳ تا ۵۰ سال برای خرید یک واحد مسکونی ۱۰۰ متری در تهران کار کند. به عبارت دیگر، تأمین همزمان یک خودرو و یک خانه، به حدود ۴۰ تا ۶۰ سال کار مداوم نیاز دارد.
فارغ از اینکه اعداد دقیق بازار ممکن است در مقاطع مختلف تغییر کنند، اصل ماجرا غیرقابل انکار است؛ شکاف میان درآمد و هزینه در ایران به سطحی رسیده که بسیاری از کالاهای سرمایهای و حتی نیازهای اولیه زندگی از دسترس طبقه حقوقبگیر خارج شدهاند.
در همه اقتصادهای دنیا، مسکن و خودرو از مهمترین شاخصهای سنجش رفاه خانوار محسوب میشوند. زمانی که یک کارمند یا معلم یا کارگر بتواند با چند سال پسانداز منطقی به این نیازها دست پیدا کند، میتوان از وجود امید و انگیزه در جامعه سخن گفت. اما وقتی خرید یک خانه به آرزویی چند ده ساله تبدیل میشود، مفهوم «کار کردن برای پیشرفت» عملاً بیمعنا میشود.
مشکل اصلی در این میان تنها پایین بودن دستمزدها نیست. طی سالهای گذشته، رشد مداوم تورم و جهش قیمت داراییها بسیار سریعتر از افزایش حقوقها بوده است. در حالی که دولت هر سال درصدی به حقوق کارکنان اضافه میکند، قیمت مسکن، خودرو، طلا و سایر داراییها با سرعتی بسیار بیشتر افزایش مییابد. نتیجه این روند، کوچکتر شدن مداوم طبقه متوسط و کاهش قدرت خرید حقوقبگیران است.
از سوی دیگر، اقتصاد دستوری و سیاستهای ناکارآمد نیز به تشدید این وضعیت کمک کردهاند. کنترلهای مقطعی قیمت، محدودیتهای بازار، بیثباتی در سیاستگذاری اقتصادی و عدم موفقیت در مهار تورم، موجب شدهاند که سرمایهها به سمت بازارهای غیرمولد حرکت کنند و قیمت داراییها از توان خرید مردم فاصله بگیرد.
پیامدهای اجتماعی این شرایط نیز قابل تأمل است. افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ فرزندآوری، مهاجرت نیروهای متخصص، گسترش ناامیدی اجتماعی و کاهش انگیزه برای کار و تولید، تنها بخشی از آثار شکاف روزافزون میان درآمد و هزینه زندگی است. جوانی که میبیند حتی با دهها سال کار قادر به خرید خانه نیست، چگونه میتواند برای آینده خود برنامهریزی کند؟
اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اصلاحات بنیادین است. یا باید تورم مهار شود و قیمتها به ثبات برسند، یا نظام دستمزدها به گونهای اصلاح شود که درآمدها متناسب با هزینههای واقعی زندگی افزایش یابد. ادامه وضع موجود به معنای عمیقتر شدن شکاف طبقاتی و دورتر شدن رویای خانهدار شدن و تشکیل زندگی مستقل برای میلیونها ایرانی خواهد بود.
مسکن و خودرو نباید به رؤیاهای دستنیافتنی تبدیل شوند؛ این دو، حداقلهای یک زندگی آبرومندانه هستند و هر سیاست اقتصادی که نتواند امکان دستیابی شهروندان به این حداقلها را فراهم کند، نیازمند بازنگری جدی است.
- نویسنده : بابک ایرانپور

























Friday, 24 July , 2026