روزنامه ها در ایران امروز با بحرانی دستوپنجه نرم میکنند که دیگر نمیتوان آن را با عنوان «مشکل تأمین مواد اولیه» کوچک جلوه داد. سخن از خطر توقف چاپ، کاهش انتشار و تعطیلی اجباری روزنامههاست.
زینگ نایاب شده، کاغذ روزنامه گرانتر و دشوارتر از گذشته تأمین میشود و قیمت سایر مواد اولیه چاپ نیز به شکل سرسامآوری افزایش یافته است.
در کنار این مشکلات، محدودیتهای تجاری و فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها و شرایط منطقهای، مسیر تأمین مواد اولیه را دشوارتر کرده است.
اما پرسش اساسی اینجاست:
مسئولان دقیقاً کجا هستند؟
چرا صنعت مطبوعات باید برای تهیه ابتداییترین ملزومات فعالیت خود، هر روز با یک بحران تازه مواجه شود؟
چرا باید روزنامهای که قرار است ابزار اطلاعرسانی، نقد و مطالبهگری باشد، خودش برای زنده ماندن و تهیه کاغذ و زینگ گرفتار هزار مانع شود؟
وقتی «زینگ» پیدا نمیشود، مسئولان چه پاسخی دارند؟
نایاب شدن زینگ فقط یک مشکل صنفی نیست. وقتی ماده اولیهای که برای چاپ روزنامه ضروری است به سختی تأمین میشود، باید پرسید چه کسی مسئول پیشبینی این بحران بوده است؟ و چرا بر اساس اطلاعات گمرکی و حجم ورود زینگ به کشور در ماههای قبل، اسناد موجودی و فروش شرکتهای واردکننده و البته انبارهای محل احتکار زینگ ها شناسایی، بازرسی و رسیدگی تعمیراتی نمی شوند؟
اگر وابستگی کشور به واردات کاغذ روزنامه و زینگ سالهاست شناخته شده، چرا برای چنین اقلامی سازوکار مطمئن و پایدار تأمین ایجاد نشده است؟
اگر تحریمها و محدودیتهای خارجی قابل پیشبینی بودهاند، چرا صنعت چاپ باید در برابر هر اختلال تجاری تا این اندازه شکننده باشد؟
و اگر مسئولان از ابعاد بحران خبر دارند، چرا هنوز افکار عمومی گزارش شفافی درباره میزان نیاز کشور، موجودی انبارها، نحوه تخصیص ارز، اولویتبندی واردات و برنامه تأمین مواد اولیه مطبوعات دریافت نکرده است؟
این سکوت، قابل قبول نیست.
از وزارت صمت، بانک مرکزی و ارشاد پاسخ روشن میخواهیم
اکنون سه دستگاه بیش از دیگران باید پاسخگو باشند:
وزارت صنعت، معدن و تجارت: برنامهاش برای تأمین مواد اولیه صنعت چاپ چیست؟ برای کاهش وابستگی به واردات چه کرده است؟ و برای عبور مطبوعات از بحران فعلی چه اقدام فوری در دستور کار دارد؟
بانک مرکزی: وضعیت تخصیص ارز برای کاغذ روزنامه، زینگ و سایر مواد اولیه ضروری چاپ چگونه است؟ چه میزان ارز مورد نیاز این بخش تأمین شده و چه میزان همچنان در انتظار تخصیص یا تأمین است؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: آیا بحران مطبوعات را صرفاً مسئلهای فرهنگی میداند یا حاضر است برای بقای اقتصادی و فنی روزنامهها نیز مسئولیت بپذیرد؟
مطبوعات نمیتوانند با شعار اداره شوند.
روزنامه با کاغذ چاپ میشود، نه با بخشنامه؛ با زینگ چاپ میشود، نه با وعده!
خطر، پشت درِ تحریریههاست
روزنامهها همین حالا نیز با افزایش هزینههای دستمزد، چاپ، توزیع، حملونقل و سایر هزینههای جاری مواجهاند. حالا اگر مواد اولیه چاپ نیز کمیاب و چند برابر گران شود، معادله اقتصادی انتشار روزنامه عملاً از حالت دشوار به حالت بحرانی تغییر میکند.
در چنین شرایطی، ادامه انتشار برای بسیاری از روزنامهها میتواند به یک مسئله بقا تبدیل شود.
آیا قرار است مدیران رسانهها یکییکی تیراژ را کاهش دهند؟ صفحات را کم کنند؟ انتشار را محدود کنند؟ یا در نهایت کرکره را پایین بکشند؟
و بعد، وقتی یک روزنامه تعطیل شد، آیا مسئولان خواهند گفت «شرایط اقتصادی دشوار بود»؟
این پاسخ دیگر کافی نیست.
بحران را باید پیش از تعطیلی مدیریت کرد، نه پس از آن.
مطبوعات را با شعار حمایت نمیکنند
سالهاست از «حمایت از رسانهها»، «تقویت مطبوعات» و «حفظ مرجعیت رسانهای» سخن گفته میشود. اما حمایت واقعی زمانی معنا پیدا میکند که یک روزنامه بتواند مواد اولیه خود را با قیمت و سازوکار قابل پیشبینی تهیه کند.
اگر یک رسانه نتواند کاغذ و زینگ تهیه کند، تمام شعارهای حمایتی در حد یک قاب روی دیوار باقی میماند.
مسئله امروز مطبوعات، خواهش برای امتیاز نیست؛ مطالبه یک سیاست روشن و اجرایی است.
دولت باید دقیقاً اعلام کند برای عبور صنعت چاپ و مطبوعات از این بحران چه کرده، چه خواهد کرد و چه زمانی نتیجه آن برای روزنامهها قابل مشاهده خواهد بود.
چه کسی پاسخگوی خاموش شدن دستگاههای چاپ است؟
اگر امروز اقدامی صورت نگیرد، فردا نباید از تعطیلی روزنامهها تعجب کرد.
اگر زنجیره تأمین مواد اولیه چاپ مختل شده، باید صریح و شفاف اعلام شود مشکل کجاست: ارز؟ واردات؟ تحریم؟ ثبت سفارش؟ تأمین خارجی؟ توزیع داخلی؟ یا مجموعهای از این عوامل؟
پشت درهای بسته تصمیمگیری نکنید و پشت سکوت رسانهها پنهان نشوید.
مطبوعات حق دارند بدانند چرا برای تأمین مواد اولیه حیاتی خود با چنین وضعیتی مواجه شدهاند و دستگاههای مسئول دقیقاً چه برنامهای برای حل آن دارند.
روزنامهها در برزخ واقعیاند.
امروز مسئله قیمت کاغذ و زینگ است؛ فردا ممکن است مسئله، نبودن روزنامه روی دکه باشد.
اگر قرار است دستگاههای چاپ یکی پس از دیگری خاموش شوند، مسئولان باید پاسخ دهند:
چه کسی این خاموشی را دید، چه کسی هشدارها را شنید و چه کسی برای جلوگیری از آن اقدام نکرد؟
این سؤال، دیگر یک سؤال صنفی نیست؛ یک مطالبه عمومی است.
- نویسنده : بابک ایران پور/ مدیرمسئول






















Wednesday, 9 September , 2026