حجم گسترده اعتراض دانشآموزان، معلمان و والدین نسبت به دشواری سؤالات، این پرسش را مطرح میکند که وزارت آموزش و پرورش و طراحان آزمونها با چه منطقی چنین سطحی از پیچیدگی را برای امتحانات نهایی انتخاب کردهاند؟
واقعیت این است که دانشآموزان پایه یازدهم، سال تحصیلی عادی و بدون اختلالی را پشت سر نگذاشتند. از اسفندماه ۱۴۰۴، همزمان با شرایط بحرانی ناشی از تهاجم و جنگ، بسیاری از مدارس با تعطیلی یا برگزاری کلاسهای غیرحضوری و آنلاین مواجه شدند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که آموزش مجازی، بهویژه در بسیاری از مناطق، هرگز جایگزین کاملی برای آموزش حضوری نیست. بنابراین انتظار میرفت در طراحی امتحانات، این شرایط خاص مورد توجه قرار گیرد؛ نه اینکه آزمونها با سطحی طراحی شوند که حتی دانشآموزان ممتاز نیز از پاسخگویی کامل به آنها ناتوان باشند.
امتحان نهایی باید میزان یادگیری را بسنجد، نه اینکه با سؤالات پیچیده و چندلایه، درصد بالایی از دانشآموزان را به سمت افت معدل سوق دهد. گزارشهای متعدد از ریزش محسوس معدل دانشآموزان در سالهای اخیر، زنگ خطری جدی برای نظام آموزشی است.
کاهش گسترده معدلها را نمیتوان صرفاً به ضعف دانشآموزان نسبت داد؛ بلکه باید کیفیت آموزش، محتوای دروس، شیوه طراحی سؤالات و تناسب آزمون با محتوای تدریس و البته شرایط جنگی کشور و آنلاین شدن کلاسهای درس نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
این نخستین سالی هم نیست که افت معدل دانشآموزان متوسطه دوم مورد انتقاد قرار میگیرد. در سالهای اخیر بارها آمار کاهش معدلها منتشر شده، اما به نظر میرسد این هشدارها هنوز نتوانسته مسئولان را به بازنگری در سیاستهای سنجش و ارزشیابی وادار کند. اگر خروجی نظام آموزشی هر سال با افت بیشتر معدل همراه است، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای مقصر دانستن دانشآموزان، درباره شیوههای آزمونسازی و سیاستهای آموزشی و محتوای دروس تجدیدنظر شود.
از سوی دیگر، وقتی سؤالات تا این اندازه دشوار طراحی میشوند، طبیعی است که در افکار عمومی پرسشهایی درباره اهداف این روند شکل بگیرد. برخی این نگرانی را مطرح میکنند که دشوار شدن امتحانات نهایی ممکن است در عمل به نفع گروههایی با شرایط یا سهمیههای خاص در رقابتهای بعدی، از جمله کنکور و ورود به برخی رشتههای پرمتقاضی مانند پزشکی و مهندسی، تمام شود. تاکنون شواهدی که چنین هدفی را اثبات کند، به صورت عمومی ارائه نشده است، اما همین شکلگیری این پرسشها نشان میدهد که وزارت آموزش و پرورش باید درباره معیارهای طراحی سؤالات، فرآیند نظارت و اهداف آموزشی خود شفافتر عمل کند تا اعتماد عمومی حفظ شود.
نظام آموزشی زمانی موفق است که عدالت آموزشی، سنجش منصفانه و ایجاد انگیزه برای یادگیری را همزمان دنبال کند.
اگر امتحانات نهایی به عاملی برای افزایش اضطراب، افت گسترده معدل و ناامیدی دانشآموزان تبدیل شوند، باید پذیرفت که نیاز به بازنگری جدی در شیوه طراحی و ارزیابی این آزمونها وجود دارد.
آموزش و پرورش نباید فراموش کند که رسالت آن تربیت و آموزش نسل آینده است، نه دشوارتر کردن مسیر موفقیت آنان.
- نویسنده : بابک ایران پور























Saturday, 25 July , 2026