هر بار که سخن از ناترازی بنزین به میان میآید، نخستین توصیه مسئولان به مردم، صرفهجویی در مصرف است؛ گویی تنها متهم این پرونده، شهروندی است که برای رفتوآمد روزانه خود ناچار به استفاده از خودرویی است که سالهاست صنعت خودروسازی کشور با کمترین استاندارد و بیشترین مصرف سوخت به او تحمیل کرده است.
واقعیت این است که ریشه بحران بنزین را نباید در باک خودروهای مردم جستوجو کرد، بلکه باید آن را در کارخانههایی دید که همچنان خودروهایی با فناوری چند دهه قبل تولید میکنند و در دستگاههای نظارتی که سالها در برابر این اتلاف عظیم سرمایه ملی سکوت کردهاند. در هیچ کشور توسعهیافتهای، تولید خودروی پرمصرف و غیراستاندارد تا این اندازه تحمل نمیشود، اما در ایران این وضعیت به یک رویه عادی تبدیل شده است.
آمارها تکاندهندهاند. سرانه مصرف روزانه بنزین از ۷۴ میلیون لیتر در سال ۱۳۹۵ به بیش از ۱۳۰ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۴ رسیده است. مصرف روزانه حتی از مرز ۱۹۷ میلیون لیتر نیز عبور کرده و رکوردی ۳۰ ساله را شکسته است. نتیجه این سوءمدیریت، واردات میلیاردها دلار بنزین و فشار سنگین بر منابع ارزی کشور است؛ بهگونهای که پیشبینی میشود امسال بین ۸ تا ۹ میلیارد دلار صرف واردات بنزین شود؛ رقمی معادل دو برابر بودجه وزارت آموزش و پرورش.
اما پرسش اینجاست؛ این میلیاردها دلار، هزینه مصرف مردم است یا هزینه ناکارآمدی مدیرانی که سالها اجازه دادهاند خودروهای پرمصرف بدون اصلاح اساسی تولید شوند؟ اگر خودروهای داخلی به استانداردهای جهانی نزدیک بودند، آیا امروز کشور با چنین ناترازی سنگینی روبهرو بود؟
در کنار این معضل، موضوع کیفیت بنزین نیز سالهاست به مطالبه عمومی تبدیل شده است. بسیاری از رانندگان معتقدند با بنزین فعلی، خودروها مسافت کمتری را طی میکنند و باک خودروها سریعتر از گذشته خالی میشود. این ادعاها نیازمند بررسیهای فنی مستقل و انتشار شفاف نتایج است، اما سکوت مسئولان و نبود گزارشهای روشن، تنها بر بیاعتمادی عمومی افزوده است. اگر کیفیت بنزین مطابق استاندارد است، چرا نتایج آزمونهای معتبر و مستند به اطلاع افکار عمومی نمیرسد؟
دولت نمیتواند هر سال مردم را به کاهش مصرف دعوت کند، اما خود هیچ ارادهای برای اصلاح ساختار مصرف سوخت نشان ندهد. ساماندهی صنعت خودروسازی، الزام خودروسازان به تولید خودروهای کممصرف، ارتقای استانداردهای فنی، خروج خودروهای فرسوده و شفافسازی درباره کیفیت بنزین، وظایف حاکمیتی است؛ نه لطف به مردم.
تا زمانی که تولید خودروهای پرمصرف ادامه داشته باشد و کیفیت سوخت نیز محل سؤال باشد، هر میزان واردات بنزین تنها پاک کردن صورت مسئله است. بحران بنزین، بحران مردم نیست؛ بحران مدیریت است. مردمی که سالها هزینه خودروهای بیکیفیت، سوخت پرابهام و تصمیمهای اشتباه را پرداختهاند، حق دارند بپرسند چرا هیچکس بابت این اتلاف میلیاردها دلار از سرمایه ملی پاسخگو نیست؟
اگر قرار است مصرف بنزین اصلاح شود، نخستین گام باید از پشت درهای بسته وزارتخانهها، سازمانهای استاندارد و خطوط تولید خودروسازان آغاز شود، نه از جیب و باک خودروی مردمی که سالهاست قربانی سیاستهای نادرست هستند.
- نویسنده : بابک ایران پور























Wednesday, 9 September , 2026