تصور کنید مدیر مدرسه‌ای هستید که تعدادی از دانش‌آموزان ممتاز پایه دوازدهم تصمیم گرفته‌اند دیگر در کلاس‌ها حاضر نشوند. آن‌ها می‌گویند با برنامه‌ریزی مشاوران کنکور، مطالعه در منزل و شرکت در کلاس‌های تخصصی خارج از مدرسه، نتیجه بهتری خواهند گرفت. خانواده‌ها نیز در بسیاری از موارد با این تصمیم همراه‌اند.

در مقابل، دانش‌آموزانی هم هستند که نه برنامه مطالعاتی مشخصی دارند و نه از انگیزه کافی برخوردارند؛ اما همین رفتار را الگو قرار می‌دهند و غیبت را به راهی برای فاصله گرفتن از درس و مدرسه تبدیل می‌کنند.

مدیر در چنین شرایطی با یک دوگانگی دشوار روبه‌روست: سخت‌گیری ممکن است اعتراض خانواده‌ها را به دنبال داشته باشد و انعطاف بیش از حد، نظم مدرسه را تضعیف کند. این مسئله دیگر محدود به یک مدرسه یا منطقه خاص نیست و در شکل‌های مختلف، بسیاری از مدارس را درگیر کرده است.

اما پیش از قضاوت درباره این رفتار، باید پرسید: چه اتفاقی افتاده است که برخی دانش‌آموزان، حضور در مدرسه را مانعی برای موفقیت تحصیلی خود می‌دانند؟

چرا خانه برای دانش‌آموز جذاب‌تر شده است؟

نخست باید به تفاوت میان انتظارات دانش‌آموز از آموزش مدرسه و نیازهای او برای کنکور توجه کرد.

دانش‌آموز پایه دوازدهم هم‌زمان با دو مسیر مهم مواجه است: امتحانات نهایی و آزمون سراسری. در امتحانات نهایی، تسلط بر کتاب‌های درسی و توانایی پاسخ‌گویی تشریحی اهمیت دارد؛ درحالی‌که کنکور علاوه بر دانش علمی، به مهارت تحلیل، تست‌زنی، سرعت و مدیریت زمان نیازمند است. از این رو، برخی دانش‌آموزان احساس می‌کنند برنامه و شیوه تدریس مدرسه به‌تنهایی پاسخ‌گوی تمام نیازهای آن‌ها نیست.

البته این برداشت در همه موارد درست نیست و نمی‌توان کیفیت آموزش همه مدارس یا دبیران را یکسان ارزیابی کرد؛ اما نمی‌توان این احساس را نیز نادیده گرفت. اگر دانش‌آموز در کلاس درس ارزش افزوده آموزشی متناسب با نیازهای خود دریافت نکند، طبیعی است که به دنبال راه‌های جایگزین باشد.

عامل دوم، جذابیت آموزش‌های خارج از مدرسه و تبلیغات مؤسسات کنکوری است. استفاده از مدرسان شناخته‌شده، شیوه‌های متنوع تدریس، آموزش‌های تست‌محور و برنامه‌های اختصاصی، برای بسیاری از دانش‌آموزان جذابیت ایجاد کرده است. این خدمات می‌توانند مکمل مفیدی برای آموزش رسمی باشند؛ اما گاهی تبلیغات و توصیه‌های غیرمسئولانه این تصور را تقویت می‌کنند که برای موفقیت، حضور در مدرسه ضرورتی ندارد.

در کنار این عوامل، فشار برنامه‌های آموزشی نیز قابل توجه است. امتحانات مکرر داخلی، تکالیف، فرصت محدود برای تدریس و جمع‌بندی کتاب‌ها و ضرورت آمادگی هم‌زمان برای امتحانات نهایی و کنکور، ممکن است دانش‌آموز را با خستگی و اضطراب مواجه کند. در چنین شرایطی، خانه محیطی آرام‌تر و فرصتی بیشتر برای مطالعه به نظر می‌رسد؛ هرچند مطالعه در منزل، بدون برنامه‌ریزی و نظارت مؤثر، الزاماً به یادگیری بهتر منجر نمی‌شود.

عامل دیگری نیز به گسترش این پدیده کمک می‌کند: عادی‌شدن غیبت. وقتی دانش‌آموز می‌بیند دوستانش و حتی دانش‌آموزان مدارس دیگر بدون حضور مستمر در کلاس‌ها به مطالعه می‌پردازند، به‌تدریج این رفتار را طبیعی و قابل قبول تلقی می‌کند. به این ترتیب، غیبت از یک تصمیم فردی به یک الگوی جمعی تبدیل می‌شود.

وقتی یک انتخاب فردی به مسئله‌ای جمعی تبدیل می‌شود

ممکن است دانش‌آموزی باانگیزه واقعاً در منزل مطالعه کند و از این تصمیم نتیجه بگیرد؛ اما نمی‌توان همین فرض را درباره همه دانش‌آموزان پذیرفت. برای برخی، غیبت فرصتی برای مطالعه هدفمند است و برای برخی دیگر، بهانه‌ای برای فاصله گرفتن از درس و مسئولیت‌پذیری.

پیامد این رفتار نیز تنها متوجه دانش‌آموز غایب نیست. غیبت‌های گسترده، انسجام کلاس را بر هم می‌زند، برنامه آموزشی را مختل می‌کند و ممکن است انگیزه دانش‌آموزانی را که به حضور منظم پایبندند کاهش دهد. در واقع، حق آموزش دانش‌آموزان حاضر نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

از سوی دیگر، مدیر مدرسه نمی‌تواند میان دانش‌آموز ممتاز و سایر دانش‌آموزان، صرفاً بر اساس احتمال کسب رتبه یا افتخارآفرینی، تفاوت انضباطی قائل شود. اگر برای عده‌ای استثنا ایجاد شود، عدالت در اجرای مقررات زیر سؤال می‌رود؛ و اگر بدون توجه به شرایط و دلایل غیبت برخورد شود، ممکن است اعتراض خانواده‌ها را در پی داشته باشد.

بنابراین، مسئله فقط برخورد با دانش‌آموز غایب نیست؛ بلکه ایجاد تعادل میان رعایت مقررات، حفظ نظم عمومی و حمایت از موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان است.

مدیر مدرسه؛ مسئولیتی فراتر از اختیارات

آیین‌نامه اجرایی مدارس، حضور به‌موقع در مدرسه و کلاس را از وظایف دانش‌آموز می‌داند. مواد ۷۲ تا ۷۴ این آیین‌نامه نیز بر ثبت و پیگیری غیبت‌های غیرموجه و اطلاع‌رسانی به خانواده تأکید دارند. ماده ۷۸ مجموعه‌ای از اقدامات انضباطی، از تذکر و اخطار تا اخراج موقت حداکثر سه‌روزه و انتقال به مدرسه دیگر را پیش‌بینی کرده است.

با این حال، اجرای برخی از این اقدامات به موافقت شورای مدرسه وابسته است و انتقال دانش‌آموز به مدرسه دیگر نیز مستلزم طی مراحل قانونی و موافقت مراجع مربوط در منطقه است. بنابراین مدیر نمی‌تواند به‌صورت یک‌جانبه و سلیقه‌ای درباره ادامه تحصیل دانش‌آموز تصمیم بگیرد.

این محدودیت‌ها برای حفظ حقوق دانش‌آموزان ضروری است؛ اما باید پرسید آیا ابزارهای موجود برای مدیریت غیبت‌های گسترده و تکرارشونده، به‌ویژه در پایه دوازدهم، بازدارندگی کافی دارند؟

در کنار مسئولیت مدرسه، نقش مؤسسات آموزشی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. ماده ۵۵ آیین‌نامه اجرایی مدارس، فعالیت‌هایی را که از سوی اشخاص یا مؤسسات به عدم ثبت‌نام و حضور دانش‌آموز در مدرسه منجر شود، ممنوع دانسته است. بنابراین، اگر فعالیت یا توصیه‌ای عملاً دانش‌آموز را به کنار گذاشتن حضور در مدرسه سوق دهد، موضوع نیازمند بررسی و نظارت جدی است. البته این حکم را نباید به معنای ممنوعیت استفاده دانش‌آموزان از خدمات مشاوره‌ای و آموزشی مکمل دانست.

راه‌حل، تقابل مدرسه و کنکور نیست

این پدیده با سخت‌گیری صرف مدیران یا سرزنش دانش‌آموزان و خانواده‌ها حل نخواهد شد. پیش از هر چیز، مدرسه باید کیفیت و جذابیت تدریس، شیوه ارزشیابی و تناسب برنامه‌های آموزشی خود با نیازهای دانش‌آموزان را بازنگری کند. کلاس درس باید برای دانش‌آموز ارزش آموزشی واقعی داشته باشد؛ حضوری که صرفاً به ثبت غیبت و حضور محدود شود، نمی‌تواند جایگاه مدرسه را تقویت کند.

از سوی دیگر، نظام آموزشی باید میان برنامه درسی، امتحانات نهایی و الزامات کنکور هماهنگی بیشتری ایجاد کند تا دانش‌آموز ناچار نباشد برای موفقیت در یک مسیر، مسیر دیگر را کنار بگذارد. مؤسسات و مشاوران آموزشی نیز باید برنامه‌های خود را مکمل آموزش رسمی بدانند، نه جایگزین آن. خانواده‌ها هم لازم است در کنار توجه به ساعت مطالعه و منابع آموزشی، بر استمرار، نظم و مسئولیت‌پذیری فرزندانشان تأکید کنند.

سخن پایانی

مدرسه فقط محل تدریس کتاب‌های درسی و ثبت نمرات نیست؛ محیطی برای یادگیری نظم، مسئولیت‌پذیری، تعامل اجتماعی، رقابت سالم و احترام به حقوق دیگران است. این مهارت‌ها بخشی از فرایند تربیت‌اند و با مطالعه در منزل یا شرکت در کلاس‌های کنکور به‌طور کامل جایگزین نمی‌شوند.

البته حضور صرف در کلاس نیز تضمین‌کننده موفقیت نیست. مدرسه باید خود را اصلاح کند، کیفیت آموزش را ارتقا دهد و به نیازهای واقعی دانش‌آموزان پاسخ دهد. اما وجود کاستی در آموزش رسمی، به‌تنهایی دلیل موجهی برای حذف مدرسه از مسیر تحصیل نیست.

پرسش اصلی این نیست که دانش‌آموز در خانه بهتر درس می‌خواند یا در مدرسه؛ پرسش این است که چرا باید برای موفقیت تحصیلی، حضور در مدرسه را مانع خود بداند؟

اگر قرار است مدرسه مسئول آموزش و تربیت دانش‌آموز باشد، باید هم جایگاه آن حفظ شود و هم کارآمدی آن ارتقا یابد. آینده تحصیلی به آموزش مؤثر، برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و استمرار نیاز دارد؛ نه صرفاً ساعت‌های طولانی مطالعه یا غیبت بیشتر از مدرسه.

مدرسه نباید رقیب کنکور باشد؛ باید بخشی مؤثر از مسیر موفقیت دانش‌آموز در آن باشد.

  • نویسنده :  مهندس مهدی حلافیان مدیر دبیرستان شاهد ایثار ناحیه ۳ اصفهان