وقتی حل مسئله ترافیک به «تنبیه جمعی» رانندگان ختم می‌شود

ظاهراً در برخی شهرها، مدیریت ترافیک به یک فرمول بسیار ساده و البته کم‌هزینه برای مدیران تبدیل شده است: اگر مشکلی در خیابان وجود دارد، سرعتگیر بسازید!

تصادف شده؟ سرعتگیر!

راننده‌ای با سرعت غیرمجاز عبور کرده؟ سرعتگیر!

چند نفر قانون را رعایت نمی‌کنند؟ باز هم سرعتگیر!

و حاصل این نگاه، خیابان‌هایی است که به جای آنکه با طراحی اصولی، نظارت هوشمند، فرهنگ‌سازی و اجرای قانون مدیریت شوند، به مجموعه‌ای از موانع تبدیل شده‌اند که هزینه آن را همه مردم می‌پردازند.

اینجاست که باید پرسید:

شوراهای ترافیک دقیقاً برای حل مشکلات ترافیکی تشکیل شده‌اند یا برای صدور مجوز احداث سرعتگیر؟

وقتی «ساده‌ترین راه» جای «راهکار درست» را می‌گیرد

مدیریت ترافیک کار کارشناسی می‌خواهد؛ مطالعه می‌خواهد؛ آمار می‌خواهد؛ شناخت رفتار ترافیکی شهروندان می‌خواهد و مهم‌تر از همه، نیازمند تصمیمی است که کمترین هزینه و بیشترین اثربخشی را داشته باشد.

اما اگر قرار باشد برای هر مشکل ترافیکی، ساده‌ترین راه انتخاب شود، دیگر چه نیازی به شورای ترافیک، کارشناس، پلیس راهور و مطالعات مهندسی ترافیک است؟

یک کامیون آسفالت، چند کارگر و یک سرعتگیر؛ مسئله حل شد!

البته از نگاه تصمیم‌گیرنده شاید حل شده باشد؛ اما برای شهروندی که هر روز از آن مسیر عبور می‌کند، داستان تازه شروع می‌شود.

۶۰۰ متر، ۶ سرعتگیر؛ این مدیریت است یا آزمون استقامت خودرو؟

وقتی در یک مسیر حدود ۶۰۰ متری در یک شهر، صحبت از احداث ۶ سرعتگیر می‌شود، دیگر نمی‌توان صرفاً از یک اقدام معمول ترافیکی سخن گفت.

باید پرسید چه مطالعه‌ای به این نتیجه رسیده است؟

آیا آمار تصادفات این ضرورت را تأیید می‌کند؟

آیا سرعت متوسط خودروها اندازه‌گیری شده است؟

آیا نقاط حادثه‌خیز به‌صورت کارشناسی شناسایی شده‌اند؟

آیا گزینه‌های جایگزین بررسی شده‌اند؟

آیا امکان کنترل هوشمند سرعت، اصلاح هندسی معبر، بهبود علائم و خط‌کشی یا افزایش نظارت وجود نداشته است؟

و مهم‌تر از همه:

چه کسی پاسخگوی تبعات چنین تصمیمی است؟

شهروند حق دارد بداند چرا باید در فاصله چند ده یا چند صد متر، بارها سرعت خودرو را کاهش دهد، ترمز کند، از مانع عبور کند و دوباره شتاب بگیرد؛ آن هم در شرایطی که خودروهای بسیاری از مردم خودشان از نظر کیفیت فنی و استهلاک، مشکلات فراوان دارند.

مجازات جمعی؛ چرا؟

مسئله فقط سرعتگیر نیست؛ مسئله نوع نگاه به مدیریت است.

اگر ۱۰ راننده در یک خیابان تخلف کنند، چرا باید هزاران راننده قانونمند هزینه آن را بدهند؟

اگر عده‌ای سرعت غیرمجاز دارند، چرا باید همه خودروها با موانع متعدد متوقف و فرسوده شوند؟

اگر چند نفر قوانین رانندگی را رعایت نمی‌کنند، چرا برخورد با آنها به جای اجرای قانون، به محدود کردن تمام شهروندان تبدیل شود؟

قانون باید متخلف را هدف بگیرد، نه جامعه را.

در هیچ حوزه‌ای منطقی نیست که به دلیل تخلف یک فرد، همه مردم مجازات شوند. اگر کسی مرتکب جرم شود، خودش پاسخگوست؛ اگر راننده‌ای سرعت غیرمجاز داشته باشد، خودش باید جریمه شود.

پس چرا در مدیریت ترافیک، گاهی نسخه «مجازات جمعی» اجرا می‌شود؟

سرعتگیر؛ مالیات پنهان از جیب مردم!

ماجرا فقط اعصاب خردشده رانندگان نیست.

هر سرعتگیر غیراصولی می‌تواند به جلوبندی، سیستم تعلیق، لاستیک و سایر اجزای خودرو آسیب وارد کند. در شرایطی که هزینه تعمیر خودرو برای بسیاری از خانواده‌ها به یک بار مالی سنگین تبدیل شده، چرا باید شهروند هزینه تصمیمی را بپردازد که ممکن است ضرورت آن به‌درستی اثبات نشده باشد؟

این سؤال باید جدی گرفته شود:

اگر یک سرعتگیر غیراستاندارد یا غیرضروری باعث خسارت به خودرو شود، مسئولیت با چه کسی است؟

شهرداری؟

پیمانکار؟

دستگاه تصویب‌کننده؟

شورای ترافیک؟

یا در نهایت خود شهروند که باید دست به جیب شود؟

اینکه یک تصمیم در قالب «مصوبه» گرفته شده، نمی‌تواند به معنای سلب مسئولیت از تصمیم‌گیرندگان باشد.

اگر شهروندی بابت اجرای غیراصولی یک طرح عمومی متحمل خسارت شده است، باید مسیر روشن و قابل دسترسی برای مطالبه حق خود داشته باشد و دستگاه قضایی نیز در صورت طرح شکایت، موضوع مسئولیت احتمالی دستگاه‌های متولی را بررسی کند.

مصوبه، چک سفیدامضا برای خسارت زدن به اموال مردم نیست.

پلیس راهور فقط برای جریمه کردن است؟

در این میان، نقش پلیس راهور هم باید شفاف باشد.

پلیس راهور در شوراهای ترافیک حضور دارد و طبیعتاً باید از منظر تخصصی و ایمنی جاده و معبر، درباره تصمیمات ترافیکی اظهارنظر کند.

بنابراین اگر تصمیمی از نظر کارشناسی قابل دفاع نیست، انتظار می‌رود پلیس راهور صرفاً ناظر نباشد.

مردم باید بدانند چه نهادی جلوی تصمیمات غیرمنطقی را می‌گیرد.

اگر سرعتگیر استاندارد نیست، چه کسی باید اعتراض کند؟

اگر تعداد سرعتگیرها بیش از نیاز است، چه کسی باید مانع شود؟

اگر یک طرح ترافیکی موجب افزایش استهلاک خودروها، ایجاد صف، ترمزهای مکرر و حتی افزایش احتمال تصادف شود، چه دستگاهی باید مسئولیت آن را بررسی کند؟

پاسخگویی نباید فقط زمانی آغاز شود که حادثه‌ای رخ داده باشد.

فرهنگ رانندگی کجای تصمیمات است؟

واقعیت این است که هیچ شهر و کشوری با سرعتگیر به تنهایی رانندگی ایمن را نهادینه نمی‌کند.

فرهنگ رعایت قانون باید از مدرسه، خانواده، رسانه، آموزش عمومی و نظام دقیق نظارت و جریمه شکل بگیرد.

راننده باید بداند سرعت غیرمجاز هزینه دارد؛ اما این هزینه باید متوجه همان راننده متخلف باشد.

کنترل سرعت امروز ابزارهای متنوعی دارد؛ از دوربین و سامانه‌های هوشمند گرفته تا اصلاح هندسی معابر و افزایش نظارت در نقاط پرخطر.

پس چرا در برخی موارد، اولین و راحت‌ترین گزینه همچنان یک تپه آسفالتی وسط خیابان است؟

نقاط حادثه‌خیز را اصلاح کنید، نه اینکه خیابان را تنبیه کنید!

اگر یک نقطه واقعاً حادثه‌خیز است، باید علت حادثه مشخص شود.

آیا مشکل دید است؟

آیا هندسه تقاطع ایراد دارد؟

آیا روشنایی کافی نیست؟

آیا خط‌کشی و تابلوها مناسب نیستند؟

آیا مسیر عبور عابر پیاده مشکل دارد؟

آیا سرعت مجاز متناسب با شرایط معبر تعیین نشده است؟

یا واقعاً سرعتگیر بهترین و تنها راهکار است؟

مدیریت ترافیک یعنی پیدا کردن علت، نه پنهان کردن معلول زیر آسفالت!

اگر در یک نقطه تصادف رخ می‌دهد، باید علت را درمان کرد. اینکه با نصب یک مانع، خودروها را مجبور به کاهش سرعت کنیم، بدون آنکه ریشه مشکل را بررسی کنیم، بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله است تا حل آن.

شوراهای ترافیک باید پاسخگو باشند

اکنون زمان آن رسیده است که شوراهای ترافیک در شهرها درباره تصمیمات خود شفاف‌تر عمل کنند.

مردم حق دارند بدانند:

– چه تعداد سرعتگیر در شهر تصویب شده است؟

– مبنای کارشناسی هر یک چه بوده است؟

– چه تعداد از آنها استاندارد و چه تعداد نیازمند اصلاح هستند؟

– چه آماری از تصادفات، مبنای تصویب آنها بوده است؟

– آیا پس از احداث، اثرگذاری آنها ارزیابی شده است؟

– چه نهادی مسئول نگهداری و استانداردسازی آنهاست؟

– و در صورت ایجاد خسارت، شهروند باید به کجا مراجعه کند؟

شفافیت، هزینه‌ای برای مردم ندارد؛ اما نبود شفافیت می‌تواند هزینه سنگینی بر مردم تحمیل کند.

شهر را با مانع اداره نکنید!

مشکل ترافیک با یک تصمیم مقطعی حل نمی‌شود.

شهر به حمل‌ونقل عمومی مناسب، خیابان استاندارد، تقاطع ایمن، علائم مناسب، دوربین و نظارت هوشمند، فرهنگ‌سازی و اجرای واقعی قانون نیاز دارد.

سرعتگیر ممکن است در شرایط مشخص، ابزار مناسبی برای کنترل سرعت باشد؛ اما تبدیل کردن آن به نسخه عمومی برای همه مشکلات ترافیکی، نه مدیریت ترافیک است و نه احترام به حقوق شهروندی.

اگر قرار است راننده متخلف کنترل شود، همان راننده را کنترل کنید؛ چرا باید خودرو و جیب همه مردم تاوان تخلف عده‌ای محدود را بدهد؟

شوراهای ترافیک باید از خود بپرسند که قرار است مسئله را حل کنند یا فقط صورت مسئله را با چند سرعتگیر بپوشانند؟

مردم از مسئولان انتظار دارند خیابان را ایمن‌تر، روان‌تر و استانداردتر کنند؛ نه اینکه هر سال بر تعداد موانعی که سر راه خودروهایشان قرار می‌گیرد افزوده شود.

شهر جای زندگی مردم است، نه پیست آزمایش سرعتگیرها.

  • نویسنده : بابک ایران پور/ مدیرمسئول